کودکم، برای این که دایی ودوستهایش را ببینم سرم را بلند می کنم ...دوستان دایی مرا حسابی تحویل می گیرند من می خندم وبلبل زبانی می کنم مورچه سیاه درشتی به پست دهانم می خورد ...ترش است ...اشک می ریزم وهمه بمن می خندند ...
سوار تاکسی می شوم دخترکوچکی درآغوش مادرش کنارراننده ورو بمن نشسته است ...نگاهش می کنم دقیقا شکل عروسکهای موسوم به پاریس است ..نگاه سبز عسلیش بمن خیره می شود ...به او لبخند می زنم ...می گوید :می زنمتا ...می خندم ودستم را به طرفش دراز می کنم ومی گویم :بزن ...نگاهش شوخ می شود ...تکرار می کند :می زنما ...ومن تکرارمی کنم :بزن ...می خندد و دیگر نگاهم نمی کند ...آواز می خواند و با خودش حرف می زند ...ولحظه ای بعد پیاده می شود ...تاکسی خیابان کارگر را دور می زندوبه سمت کاشف می پیچد ..پایین پله های کاشف روبروی مهد کودک رشد پسر کوچکی با مادرش سوارمی شوند ...بلوز وشلوار لی سرمه ای پوشیده است وقتی مادرش کلاه لبه دارش را برعکس برسرش می گذارد می خندد ...در کل راه مرتب با مادرش صحبت می کند به سالن نیمه کاره تختی می رسد ومی گوید مامان این سالن ورزشی رو برای "من " ...ساختن ...؟
به بانک می روم مادر خوش قیافه ای مشغول بررسی حسابش است ومن منتظر گرفتن دفترچه های جدید اقساط ...بینی اش عملکرده است وآرایش تمیزی دارد ...به خودم می گویم شبیه صدف است ودر خاطرات غرق می شوم ...پسرش می دود به این طرف وآن طرف بانک وبا صدایش صدای اسپایدر من وسوپر من در می آورد ...من این صداها را می شناسم صداهایی که پسرم نیز زمان بازی از خودش در می آورد ...شبیه کتک کاریهای قدیمی فیلمهای قدیمی هندی ....
دنیا متعلق به کودکان است ..وقتی کودکیم همه چیز برای ما بیدار می شود ....آفتاب ...آسمان ...سبزه و...مهرومدرسه ...وقتی بزرگ می شویم یاد می گیریم برای کودکی از دست رفته مان حسرت بخوریم ...کودک بمانیم ..کودکی چقدر خوب است ...چون در کودکی دنیا مال من است ...
پ .ن 1...یعنی هیچ کدام از شما کدداوینچی را نخوانده ؟...مگر می شود ؟...یا این که فکر کرده اید بعداز سه چهارسال راجع به آن حرف زدن جواد است ؟...فقط سولی عزیز آن را خوانده ؟...
پ .ن 2...من به توصیه ماه رقصان عزیزم کتاب وضعیت آخر را شروع کرده ام اما یک مرضی دارم که کتابهای تاریخی وروانشناسی وعلمی را با داستان می آمیزم مثلا همزمان با آن کتاب داستانی را شروع می کنم انگار که خواندن داستان وظیفه هرروز من است وخواندن آن قبیل مطالب جزء خواندن نیست ..چطور این عادت را باید ترک کرد ؟...به من پیشنهادات سازنده بدهید ...
پ .ن 3...دوستهای مهربون وعزیزم که بمن تبریک گفتید چقدر من همه تونو دوست دارم وچقدر همه تون بمن لطف دارین ...خیلی دوستتون دارم وازهمه تون متشکرم ...