پدرم دوست وهمکاری داشت که داستانی را با آب وتاب برایمان تعریف می کرد ..."در کوچه می رفتم که خانوم خوش هیکل قد بلند شلوار جین پوشیده ای را از پشت دیدم که موهای موج دار مشکی اش تا کمرش ریخته قدم می زنه وانگار پا رو قلب من می ذاره ...دویدم بهش برسم تا باهاش آشنا بشم دیدم وای تا رو شکمش ریش داره ..." این یکی از نقل های مورد علاقه من بود هرکه رامی دیدم برایش تعریف می کردم وهرکه را نمی دیدم برایش پیغام می فرستادم ...دیروز برای بار ششم اسباب کشی داشتیم البته نه به خانه خودمان به خانه مادرشوهر جان به این دلیل که خانه مان مستاجر دارد وبه این دلیل که خانه هشت ماهه کسی بما نمی دهد وما آذر ماه بهرحال به مابه التفاوت پولمان احتیاج پیدا خواهیم کرد ...بگذریم
...برای بار سوم بود که با پدرشوهرم می رفتیم ومی آمدیم وبارهای قابل حمل با سواری را می بردیم که بابا برای این که به ترافیک غروب جمعه آبشار وبه اصطلاح لاهیجانیها زیر کوه بر نخورد از کارگر سه پیچید سمت نیما ...از نیما بیرون می آمدیم که جوان بلند قدی را دیدیم از پشت که انبوه موهای طلایی زیبایش را بسته بود و واین دم اسبی جانانه تا کمرش می رسید . خوب ، من گفتم بابا چه موهایی داره از موهای خانومها هم خوشگل تره ....بابا گفت این قرتی بازیا چیه خانوم ؟ این مرد نیست که ...مرد باید موهاش کوتاه باشه ...سبیل داشته باشه ...کت وشلوار بپوشه ومرتب باشه ...
به بچه های تئاتر فکر کردم ...به دانشجوهای هنر ...به پسرهایی که بین دو فرهنگ در نوسانند ...خوب ما داریوش وکورشمان هم موهایشان بلند بود تازه وز وزی هم بود ...دماغشان قوز هم داشت ...ریش هم داشتند ...حال باید دید از چه باید تبعیت کرد از اون جد وآباد قدیمی یا این جد وآباد جدید ...در قاموس مردی متولد دردهه زیر بیست وجوان دهه سی وچهل ...مرد ناصر ملک مطیعی است مرد فردین است ...مرد بهروز وثوق است مرد آنتونی کوئین است ...ای بابا اینها که هیچ کدام سبیل نداشتند ...بگذریم به نظر من بهتر است به جوانهای بیچاره مان یاد بدهیم که درست یاد بگیرند ...وقتی یاد بگیرند مرد واقعی باشند دیگر مهم نیست موهایشان تا روی دوششان باشد یا تا روی جوششان ...
پ .ن 1...خیلی از همه دوستهای مهربونم که این مدت حرصشون دادم ممنونم بفکرم بودین و دلداریم می دادین در حالی که هیچ چیز از ماجرا نمی دونستین ...شماها راست می گفتین همه چیز گذشت ومی گذره وهیچ چیز پایدارنیست مهم اینه که یاد بگیری چطور عاشق هرچیزی باشی وچطور به هر لحظه ودم زندگیت عشق بورزی
پ .ن 2...حاجیهامون امروز از مکه می آن ...شهسوار کاری ندارین ؟
پ .ن 3...یک نفر برای ما پیغام خصوصی گذاشته که خانوم خصوصیات بیشتری ازت می خواهم بدانم سن ؟..تحصیلات ؟...تاهل ؟...هدف از ایجاد وبلاگ ...اولا عزیزم شما می توانستی کمی وقت بگذاری وبا خواندن وبلاگ عجیب غریب ما هم از سن ما خانم برنا وهم از وضعیت بچه مان وهمسرمان مطلع بشوی ...هدف ایجاد وبلاگ را بعدها که ما خودمان را در مجامع جهانی نشان دادیم ومشت محکمی بر دهان ا.س.ت.ک.ب.ا.ر زدیم می دهیم روی مشعل مجسمه آزادی بگذارند تا همه دنیا بدانند که ما قصدی بسیار متعالی ترداشتیم از این که طامات ببافیم وخرافه پرستی کنیم وملتی را سر کار بگذاریم ...بقول ناصر جان فوق الذکر ...زززززتتتتتتتت زیاد ...
امضا :شیوایی که به زندگی باز گشته